سفارش تبلیغ
صبا

دو تا سرتاغاری!!

 

خدا در بیابان های خالی از انسان نیست،خدا در جاده های تنهای بی انتها نیست،خدا در مسیری که به تنهایی آن را سپری می کنی نیست،خدا آن جا نیست،

به دنبالش نگرد.

خدا در نگاه منتظر کسی است که به دنبال خبری از توست،.در قلبیست که برای تو می تپد.خدا در لبخندی است که با نگاه مهربان تو جانی دوباره می گیرد.خدا آن جاست.

خدا در خانه ای است که تنهایی در آن جا نیست،در جمع عزیزترین هایت است.خدا در دستی است که به یاری می گیری.در قلبی است که شاد می کنی.در لبخندی است که به لب می نشانی.

خدا در دیر و بتکده و مسجد نیست، لابلای کتاب های کهنه نیست، این قدر نگرد.

گشتنت زمانیست که هدر می دهی.زمانی که می تواند بهترین ثانیه ها باشد.

 خدا در عطر خوش نان است.آن جاست که زندگی می کنی و زندگی می بخشی.خدا در جشن و سروریست که به پا می کنی.آن جاست که عهد می بندی و عمل می کنی.

خدا را در کوچه پس کوچه های درویشی و دوری از انسان ها نگرد،آن جا نیست.او جایی است که همه شادند،جایی است که قلب های شکسته ای نمانده.

در نگاه پرافتخار مادریست به فرزندش،و در نگاه عاشقانه زنی به همسرش،و در اندیشه کودکی که می پندارد پدرش قهرمانیست در دنیا،

قویترین است و کاملترین،همه چیز را می داند،آخر او پدر من است.

خدا را در غم جستجو نکن، در کنج خاک گرفته آن چه که سال ها روایت کرده اند، نگرد، آن جا نیست. خدا را جای دگر باید جستجو کنی.جوانمردهایی که با پای پیاده می روند، به جستجوی خدا او را نخواهند یافت.خدا نزدیک تر از آنست که فکر می کنیم. در فاصله نفس های من و توست که به هم آمیخته.در قلبیست که برای تو می تپد.در میان گرمای دستان ماست که به هم پیچیده.خدا اینجاست همسفر مهربان من.اینجا...


نوشته شده در یکشنبه 89/9/21ساعت 12:9 عصر توسط سارا نظرات ( ) |

سلام نمیدونم چرا با اینکه با سمیرا با هم تصمیم گرفتیم اینجا راجع به همه چی بنویسیم در کنارش موضوع اصلی که امام زمان هست رو فراموش نکنیم اما هنوز که هنوزه هروقت صفحه مدیریت رو باز میکنم و میخوام پست جدیدی بنویسم جز واسه اقامون دلم نمیخواد چیزی بنویسم!

پس اینبار هم با شعری در رابطه با صاحب الزمان با ما باشید

 

 

اگر عنایتی بر این گدا کنی چه می شود

 

مس وجود جان من طلا کنی چه می شود

 

غم فراق و دوریت گرفته سینه مرا

 

اگر که عقده دلم تو وا کنی چه می شود

 

به زخم های جان من بنه ز لطف مرهمی

 

به قلب زار من اگر شفا دهی چه می شود

 

هر آن طبیب کآمدم فزون نمود درد من

 

تو دردهای من اگر دوا کنی چه می شود

********************************************************

 


نوشته شده در چهارشنبه 89/8/5ساعت 7:16 عصر توسط سارا نظرات ( ) |

سلام

از امروز به بعد باید منتظر باشیم که صحنه ها و منظره های قشنگی مثله اینو ببینیم!

شروع پاییز و فصل بازگشایی مدارس به همه دانش آموزا و دانش جو ها مبارک!

 


نوشته شده در پنج شنبه 89/7/1ساعت 10:19 صبح توسط سارا نظرات ( ) |

دوستان جان سلام!
باز شب جمعه شد و دل من....

دعای عهد رو که حتما بارها و بارها خوندین و از رادیو و تلوزیون شنیدین!

یکی از اون دعاهایی که من خودم از شنیدنش لذت میبرم!

اینبار میخوایم با هم ترجمه فارسی شو بخونیم!

به نام خدای بخشنده مهربان
ای خداوند!
نیازم را به درگاه تو می آورم،
به سیمای بزرگوارت،
و به روشنایی آن سیمای نور افشانت،
و به فرمانروائی دیرینه ات،
ای همیشه زنده،
ای صاحب اختیار همه چیز،
به نامی که آسمان ها و زمین ها به آن تابش دارند،
و به آن نامی که آغازها و انجم ها به آن سامان می گیرد،
ای زنده ی پیش از هر زنده!
ای زنده ی پس از هر زنده!

ای زنده، در آن حال که هیچ زنده ای نبود!
ای حیات بخش مردگان!
و ای آن که زنده ها را می میرانی!
ای همیشه زنده!
هیچ الاهی جز تو نیست.
ای خداوند!
برسان به مولای ما،
امام راهنمای
راه یافته
آن به پا خاسته امر تو
( که درودهایت بر او و بر نیاکان پاک او باد)
از سوی تمامی ایمان آورندگان در کوه و دشت
در سرزمین های شرقی،
و نواحی غربی آن،
از جانب من
و پدر ومادرم،
درودهائی همسنگ با عرش خدا،
برابر با مرکب کلمات او،
آنچه که تنها خدا می شماردش
و کتاب او آن را در بر می گیرد.
ای خداوند!
صبح امروز
و هر روز که زنده باشم،
با ولی تو، مهدی، پیمان دوباره می بندم،
قرار، تعهد و بیعت او
همچنان بر گردن من است
و از آن باز نمی گردم،
این میثاق تغییر نخواهد یافت،
و تا باد نابودی نگیرد، هرگز!
ای خدای من!
مرا یار و یاور او قرارده،
و پشتیبان مولی،
در شمار فدائیان سوی او،
برای روای نیاز او شتابانم کن،
می خواهم،
فرمانش،
فرمانبر،
حامی بی چون او،
سوی اراده اش مشتاق،
پیش تر از همه باشم،
پیش روی او شهیدم کن،
ای خداوند!
اگر آن مرگ قطعی و حتمی ،
برای بندگان میان او و من فاصله شد،
از قبر بیرونم آر،
کفن پوشیده باشم،
لبیک گویان،
به ندای آن دعوتگر بزرگ،
هر جا باشم،
صحرا یا شهر،
ای خدای من،
آن فروزان رعنا قامت،
آن نورانی بسیار ستوده را بنمایانم،
به نیم نگاه من به او،
دیده ام را سرمه کش،
فرج او نزدیک،
خروجش آسان،
و برنامه اش، فراگیر گردان،
و مرا پوینده ی راه راست او قرار ده،
فرمانش نافذ،
پشت او را نیرومند،
سرزمین هایت، به او آبادان،
و بندگان خود را با او جانی دوباره بخش،
ای خدای من!
زیرا تو گفته بودی:
(و تو حق می گوئی)
" به سبب دستآورد مردم، در تری و خشکی،
تباهی پدیدار شده است".
پس، حال که چنین است، ولی خودت را،
برای ما، هویدا ساز،
همو که فرزند دخت پیامبر توست،
و هم نام رسول توست،
تا بر تمامی باطل پیروز شود،
آن را در هم کوبد و نابود سازد،
حق را احقاق،
و آن را تحقق بخشد.
ای خدای من!
او را برای بندگان مظلوم،
پناه،
و برای آن که جز تو یاوری ندارد،
یاور،
و برای همه احکام تعطیل شده کتابت،
مجدد، (تجدید کننده)
و برای تمامی نشانه های دین و سنت رسولت،
برافرازنده،
قرار ده،
ای خدای من!
او را در زمره ی کسانی قرار ده،
که تو آنان را از سختی تجاوزکاران
در امان داشته ای،
خداوندا!
با دیدار او،
پیامبر خود،
(درود تو بر او و خاندان او باد)
و همه ی پیروان دعوت محمدی را مسرور گردان،
و در نبود او بر پریشان حالی ما رحم کن، رحم،
ای خدای من!
مهربان ترین مهربانان!
به مهربانی ات،
با آمدنش، این اندوه انباشته را،
از این امت بزدای،
و برای ما، در ظهور او،
شتاب کن، شتاب کن،
آنان این ظهور را بعید می دانند،
و ما آن را نزدیک می بینیم،
ای صاحب زمان!
شتاب کن، شتاب کن،

.........................................................................................................

 

نوشته شده در جمعه 89/6/26ساعت 12:2 صبح توسط سارا نظرات ( ) |

 

سلام!

بعضی وقت نمیتونی بگی!

اونوقته که ترجیح میدی با یه عکس با یه نقاشی یا هر وسیله دیگه ای حست رو نشون بدی!حرف دلتو بزنی و ....

یه جمله است!اما پر از احساس...

از یه طرف ناراحتی که به این زودی تموم شده و تا سال دیگه باید انتظار بکشی واسه اومدنش!

از یه طرف خوشحالی که بعد یه ماه عبادت داری نتیجه اعمالت رو میبینی!

از یه طرف نمیدونی بعد این همه ضجه زدن تو شبای قدر و العفو العفو کردن خداصداتو شنیده ؛جوابتو میده یا اینقدر پروندت سیاه بوده که...

فقط میتونی دلتو خوش کنی به رحمتش!امیدوار باشی که بخشیدتت و ...

عیدتون مبارک.نماز روزه هاتون قبول

این دسته گلم واسه مدیر محترم وب سمیرا خانم گل


نوشته شده در جمعه 89/6/19ساعت 1:9 صبح توسط سارا نظرات ( ) |

عصر یک جمعه دلگیر...

 

وجود تو

 

کنار دل هر بیدل اشفته شود حس!

 

تو کجایی گل نرگس....


نوشته شده در پنج شنبه 89/6/4ساعت 11:0 عصر توسط سارا نظرات ( ) |

سلام دوستان جان

بهاربیست                   www.bahar-20.com

یه بوهایی داره میاد!حس میکنید؟؟؟؟
اره دیگه خودشه

بوی ماه رمضونه...!

بوی خوب مهمونی خدا...!
بوی عبادت و بندگی...!تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری پنجم www.pichak.net کلیک کنید

 

با شروع این ماه مسلمونا روزه میگیرن و به عبادت خدا میپردازن و سعی میکنن بیشتر به خدا نزدیک بشن

میدونید که این ماه ماه نزول قرانه وشبهای قدر هم در اون قرار داره

به همین خاطر فضیلت های زیادی برای این ماه ذکر شده که حتما همتون بهتر از من میدونید

نمیخوام حرفای تکراری بزنم

فقط میخوام بگم معلوم نیست سال دیگه ماه رمضون مهمون خدا باشیم یا نه پس قدر ماه رمضونی که پیش رومونه رو بدونیم.سعی کنیم خوب ازش بهره مند بشیم

 

 

 به امید اینکه این ماه رمضون اخرین ماه رمضونی باشه که بی حضور مهدی موعود سر میکنیم

 

التماس دعا( هم واسه خودم هم سمیرا جون)


نوشته شده در چهارشنبه 89/5/20ساعت 3:33 عصر توسط سارا نظرات ( ) |

سلام سلام

من سارا هستم اما نه اون سارا !!اون یکی سارا!

اون سارا دیگه نمیاد از این به بعد من میام!!!!

خوب

قرار شد اولین اپم مصادف بشه با نیمه شعبان!(این موضوع را به فال نیک گرفته و با نام و یاد خدا شروع میکنم!)

هرچی فکر کردم چی بزارم دیدیم بهتر از یه خاطره فعلا چیزی واسه گفتن ندارم!البته خاطره م خیلی بی ربط نیست!

فکر کنم پنج سال پیش بود یه روز گرم تابستون بود و تعطیلات. ازصبح رفتم خونه مادر بزرگم.عصرش پسر خالم کتاب به دست اومد اونجا!
همینجوری الکی الکی کتابو ازش گرفتم تا یه نگاهی بهش بندازم!

اسم کتاب خیلی برام جالب بود((در اوج تنهایی))

پرسیدم:میخوای بخونیش؟؟؟

گفت:نه فعلا باشه تو میخوای بخونی بخون!

منم از خدا خواسته کتابو برداشتمو شروع کردم به خوندن!راجع به حضرت مهدی و تنهایی ایشون توی غیبتو کلا مسائل و سوال و جوابهایی راجع به ایشون بود.

من اون زمانا خیلی تو این باغا نبودم (دروغ که نداریم!)اما این کتاب یه جور ناجوری منو جذب کرد!تا شب که صاحب کتاب بیاد من حدود 50 صفحه از کتابو خوندم .

 

کتاب اینجوری شروع میشه:

در اوج تنهایی

این کلمه شما رو بیاد چه چیزی می اندازد؟

ایا تا کنون در جمعی قرار گرفته ایدکه همه به شما بی توجه باشند؟ایا تاکنون احساس غربت و تنهایی کرده اید؟

اکنون اگر ببینید در جمعی بالغ بر شش ملیارد نفر یک انسان کامل که خداوند متعال توسط انبیا عظام (ع)اورا به مردم معرفی نموده تا همه از او پیروی کنند و به وسیله او خود را به صلح و سعادت و کمال انسانی برسانند همه به یک سو میروند و او به سوی دیگر چه احساسی خواهید داشت!؟

 

دوروزه کتابو خوندم !حس میکردم امام زمانو تا اونروز نمیشناختم اما الان قضیه فرق میکنه الان حداقل یه چیزایی هر چند خیلی کم در موردشون میدونم!

حالا هر سال نیمه شعبان که میشه میدونم چه روز مهم و بزرگیه!

میدونم چقد امام زمان تنهاست و چقدر ما تنهاییم!

حالا بیشتر منتظرم تا بیاد

حالا بیشتر برای ظهورش دعا میکنم

 

نیمه شعبان مبارک!

به امید ظهور

سارا نوشت:

1ببخشید که طولانی و بی مزه بود ولی برای من جز  بهترین خاطراتمه!

2 پیشنهاد میدم این کتاب رو که نویسنده اش علیرضا نعمتی هستش رو بخونید !

3 من فکر میکنم خیلی هم بد نبود شما هم میتونید از خاطره ها برامون بنویسید!

4 خاطره اسم قشنگیه ها!!!

5 راستی بازم عیدتون مبارک!

6دیگه تموم شد!


نوشته شده در سه شنبه 89/5/5ساعت 3:20 عصر توسط سارا نظرات ( ) |

 
حضرت رسول اکرم (ص):
«مَنْ ماتَ وَ لَمْ یَعْرِفْ إِمامَ زَمانِهِ ماتَ میتَة جاهِلِیَّة»
هرکسی که بمیرد، و امام زمان
خودش را نشناسد ، به مرگ
جاهلیت از دنیا رفته است.
×××××××××××××××
شرط دیدن نیست !
شرط ،کسب رضایت او است !

شرط به انتظار نشستن نیست !
شرط، در انتظارش تلاش کردن است!

شرط ظهور ، دعا است
معنی ساده دعا یعنی خواستن !

شرط خواستن، انجام واجبات
ترک محرمات !

قرآن و عترت
فقد استمسک بالعروة الوثقی
و....
××××××××××××××××
پله اول تمرین خواستن:

یاد گرفتن
فهمیدن و رعایت کردن
اصول و فروع دین
**********************************************************
سلام به همه دوستان گلم این مدیر معلوم نیست کجاست نه؟؟!!
من جاتون خالی رفته بودم مسافرت اینقده خوش گذشت کا نیمدونین!!!
 پس من به نوبه خودم سال نو رو بعدا بعدبه همه تبریک میگم. 

نوشته شده در سه شنبه 89/1/17ساعت 2:35 عصر توسط سارا نظرات ( ) |

گرفته بوی تو را خلوت خزانی من

کجایی ای گل شب بوی بی نشانی من؟

غزل برای تو سر میبرم عزیزترین

اگر شبانه بیایی به میهمانی من

چنین که بوی تنت در رواق ها جاری ست

چگونه گل نکند بض جمکرانی من؟

عجب حکایت تلخی ست نا امید شدن

شما کجا و من و چادر شبانی من؟

در این تغزل کوچک سرودمت ای خوب

خداکند که بخندی به ناتوانی من

به پای بوس تو ایینه دستچین کردم

کجایی ای گل شب بوی بی نشانی من؟

 

*****************************************************

 

سلام به همه من از طرف مدیر وبلاگ مامورم از همه عذر خواهی کنم!!؟؟

ایشون گفتن که بهتون بگم شرمنده که نتونستیم زودتر آپ کنیم .

ولی قول میدیم که دیگه تکرار نشه!!؟؟؟

 

ودر آخر هم از دوست عزیزمون که این شعر رو برام گذاشته بود تشکر میکنم .

 


نوشته شده در پنج شنبه 88/12/20ساعت 11:7 عصر توسط سارا نظرات ( ) |

Design By : Pichak